قربونت برم امام حسین علیه السلام

قربونت برم امام حسین علیه السلام. انگارخدا خواسته توی کل تاریخ معیار تشخیص حق از باطل باشید.

هر که با آل علی درافتاد ورافتاد. چند ماهه با رنگ سبزت دورویی و نفاق کردند. اما خوب دستشونو رو کردید. مگه میشه با امام حسین درافتاد. مگه میشه ازشما مایه بذارند و شما هیچی نگید. یزید با اون یزیدیش خوار کل تاریخ و ذلیل دو عالم شد ... اینا که پشیزی بیش نیستند.

آقا... اگه خدا شما رو واسه ما نمی فرستاد چطوری راه درست رو تشخیص می دادیم. نه فقط ما بلکه کل مسلمونا از صدر اسلام تا به اخرین.

آقا ... شنیدم وقتی که خواستید با لشکر دشمنان صحبت کنید اونا برای اینکه صدایتان به جایی نرسد شروع کردند به کف و سوت و هلهله... و شما فرمودید که این کارتان به خاطر این است که شکم هاتون از حرام پر شده.1

خدا همه ما رو از مال حروم حفظ کنه...

 

اگه دلت گرفته این نوحه رو گوش کن ... کمی از مظلومیت آقا رو نشون میده...

http://bachehayeghalam.ir/media/sound/khalaj027(www.BGH.ir).mp3

 

 

1- قال الحسین(ع): کلکم عاص لامری، مستمع لقولی،
قد انخزلت عطیاتکم من الحرام، و ملئت بطونکم من الحرام، فطبع علی قلوبکم.
امام حسین (ع) در روز عاشورا یکی از علل عصیان کوفیان علیه خود را تاثیر لقمه های حرام دانسته و می فرماید:
«همه شما علیه من عصیان می ورزید، و سخنان مرا گوش نمی دهید. (علت آن این است که ) عطاهای شما از مال حرام فراهم آمده و شکم هایتان از حرام انباشته شده است و این باعث مهر خوردن بر دلهایتان گشته است»1
1- بحار الانوار، ج 54، ص 8

   + کهزادی - ٦:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۱٠

عاشورا

سلام

در عاشورای امسال شاهد اتفاقاتی دردآور بودیم. عده ای از منافقان چهره واقعی خود را به ملت نشان دادند. این عده آنقدر گستاخ شده اند که در ظهر عاشورا که همه ملت غرق در ماتم و سوگواری بودند به نمازگزاران و هیئت های عزاداری حمله کرده و اموال مردم و اموال دولتی را به آتش کشیدند و همچون لشکر یزید به هلهله و کف زدن و سوت کشیدن پرداختند.

اگر تا الان برای عده ای جای شک و شبهه باقی مانده بود میشد توجیه کرد اما با این اتفاقات جای هیچ شک و شبهه و نمیدانستم باقی نمانده و هر کسی لازم است موضع خود را مشخص کند.

در یک روز دیدیم که یک هموطن مسیحی به نام وارطان در تلویزیون می گوید که 40 سال است که برای امام حسین نذری می دهد و عصر همان روز عده ای به ظاهر مسلمان را دیدیم که در ظهر عاشورا چه کردند . همیشه با خودم می گفتم کسانی که امام حسین علیه السلام را شهید کردند آیا واقعا او را نمی شناختند... مگر آنها مسلمان نبودند ... .

 و امروز جوابم را گرفتم. آنها خوب امام را می شناختند اما زرق و برق دنیا هر کسی را می تواند عوض کند. اگر آن روز وعده وعیدهای یزید چشم حقیقت بینشان را کور کرده بود امروز هم وعده های آمریکا و اروپا اینان را کور کرده است.

پدرم تعریف می کرد که پدربزرگم و برادرش نذر داشتند که در عاشورا تعزیه اجرا کنند. یک سال رضا خان تعزیه را ممنوع می کند. این دو برادر که نمی خواستند نذرشان را کنار بگذارند مراسم را در خانه می گیرند. با رفت و آمد مردم خبر به ماموران می رسد که آنها تعزیه گرفته اند. مامورین هم به خانه ریخته و کتک مفصلی به آنها می زنند. یکی از ماموران به پدربزرگ می گوید: "حکم تیر می گیرم و اولین کسی را که میکشم تو هستی" و پدر بزرگم می گوید : " کور میشی که نتونی کسی رو بکشی"

مامور یکی دو هفته بعد چشم درد شدیدی می گیرد و او را به پیش دکتر می برند . او می گوید که فورا او را به مرکز برسانید. در بیمارستان می گویند که باید سریعا چشمش تخلیه شود وگر نه می میرد... .

و مامور گستاخی که دیگر کور شده بود سالها در شهر می گشته و با صدقه همان مردمی که کتکشان زده بود زندگی می گذرانده.

آنان که در ظهر عاشورای دیروز به حضرت سید الشهداء گستاخی کردند منتظر جوابشان باشند.

خدا عاقبت همه مارا به خیر کند.

   + کهزادی - ٦:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/٧

تمام توان یک دروغ

سلام

امروز به همراه سیل مردم روزه دار و ظالم ستیز به تظاهرات روز قدس رفته بودم. به چهارراه ولی عصر رسیده بودیم که دیدم از پشت سر مردم به هیجان آمده و با صدای بلند و نا منظم شعارهای مرگ بر منافق و مرگ بر ضد ولایت فقیه می دهند وقتی برگشتم چشمتان روز بد و آدم بد نبیند که دیدم همانی که باعث نا امن شدن کشور در ماههای اخیر شده بود همانی که جوانهای مملکت را با یک دروغ شاخدار به کشتن داده بود و همانی که اقتدار کشورمان را در سایر کشورها تضعیف کرده است یعنی موسوی در دو متری من است.

من هم با جمعیت شروع کردم با صدای بلند شعارهای مرگ بر منافق و مرگ بر ضد ولایت فقیه و مرگ بر خائن دادن و به طرفش رفتم که نرده های خطوط اتوبوسرانی مانع شد. راستش اگر این نرده ها نبودند احتمالا اقدامی فیزیکی انجام می دادم .

او چند ثانیه بیشتر نمایان نشد چون سیل جمعیت خشمگین به سمتش هجوم برده بودند و فورا داخل یک ماشین آبی پرید و فرار کرد.

و این بود تمام قدرت و توان و جسارت و شجاعت سردمدار یک دروغ بزرگ. نمی دانم تا کی باید شاهد دهن کجی آنان به ملت شریف و عزیزمان باشیم.

از لحظه فرار موسوی فیلم گرفته ام که می توانید در    اینجا     ببینید. 

   + کهزادی - ٥:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/٢٧

تبریک

سلام

تولد منجی عالم بشریت بر تمام منتظران حضرتش با هر دین و عقیده و مذهب به خصوص شیعیان مبارک.

شعری از قیصر امین‌پور

طلوع می‌کند آن آفتاب پنهانی
ز سمت مشرق جغرافیای عرفانی

دوباره پلک دلم می‌پرد نشانه چیست
شنیده‌ام که می‌آید کسی به مهمانی

کسی که سبزتر از هزار بار بهار
کسی شگفت کسی آن چنان که می‌دانی

 

روایت یک پژوهشگر مهدوی از اظهارات «هانری کربن» درباره منجی

حجت‌الاسلام والمسلمین علی‌اکبر مهدی‌پور از محققان حوزه مهدویت و صاحب کتاب جزیره خضراء در گفت‌وگو با خبرنگار آئین و اندیشه فارس گفت: یکی از اشتراکات بین مبانی اعتقادی مسلمانان و ادیان آسمانی دیگر این است که زمین هرگز خالی از حجت نیست و کسانی که به ادیان الهی معتقدند به اصل این موضوع اتفاق نظر دارند و هیچ دین آسمانی سراغ نداریم که به این امر مهم معتقد نباشد.
وی در ادامه اظهار داشت: اما این عقیده در اسلام محکم‌تر است؛ به طوری که حتی بزرگان اهل سنت اعلام کرده‌اند و به این موضوع معترفند که حدیث "من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه " متواتر است؛ یعنی اینکه این حدیث کاملا صحیح و نیاز به بررسی سندی ندارد و این تعبیر که اگر یک لحظه زمین خالی از حجت خدا باشد، زمین ساکنانش را در خود فرو می‌برد، آنقدر مهم است که 25 صفحه از بحارالانوار به نقل از معصومین و با تعابیری هماهنگ به این موضوع اختصاص پیدا کرده است و در کتاب اصول کافی و دیگر کتب مرجع شیعه، این مسئله مطرح شده است.
این محقق حوزه مهدویت بیان داشت: منتها می‌خواهم این بحث را از دید یک فیلسوف مسیحی نه از باب مسیحی بودن بلکه از باب سابقه علمی او بررسی کنم. پروفسور هانری کربن، متولد سوربن فرانسه و از بزرگ‌ترین فلاسفه زمان خودش در فرانسه بوده است. او در سال 1356 شمسی در حالی که به مذهب شیعه گرویده بود، از دنیا رفت.
وی بیان داشت: این شخصیت علمی قبل از انقلاب از دانشگاه تهران دکترای افتخاری داشت و هر سال چه در زمان تشیعش و چه زمان مسیحی بودنش برای ملاقات با علامه طباطبایی به ایران می‌آمد تا از محضر او کسب فیض کند.
مهدی‌پور اظهار کرد: این فیلسوف برجسته در شب نیمه شعبان سال 54 در تلویزیون فرانسه حضور می‌یابد تا دلایل شیعه شدنش را برای مردم بازگو کند. وی صحبتش را اینگونه آغاز می‌کند و خطاب به مردم می‌گوید: من یک فیلسوفم و از دیدگاه فلسفه به این نتیجه رسیدم که خدا فیاض علی الاطلاق است؛ یعنی باید لحظه به لحظه فیض خداوند به عالم هستی برسد و برای رسیدن فیض الهی، واسطه فیض لازم است و به تعبیر فلاسفه باید یک انسان کاملی وجود داشته باشد تا خدا فیوضات خود را به این شخص بدهد و او در عالم منتشر کند و وقتی در تمام ادیان کنکاش کردم، دیدم که هیچ یک از ادیان آسمانی به این موضوع نپرداخته‌اند و این برای من جای سئوال شد.
وی بیان داشت: هانری کربن در ادامه نطق تلویزیونی خود می‌گوید: به عنوان مثال وقتی به دین یهود مراجعه کردم، دیدم یهود می‌گوید بعد از حضرت موسی و حدود 4 هزار سال است که پیامبری نیامده، ولی خواهد آمد. وقتی به مسیحیت رجوع کردم، دیدم مسیحیان می‌گویند بعد از عیسی پیامبری نیامده، ولی خواهد آمد، اما وقتی به دین اسلام مراجعه کردم، دیدم مسلمانان می‌گویند، بعد از محمد (ص) دیگر پیامبری نیامده و نخواهد آمد، در حالی که در همه ادیان گفته شد که بعد از پیامبرشان پیامبری خواهد آمد، اما در اسلام می‌گویند بعد حضرت محمد (ص) پیامبری نخواهد آمد.
مهدی‌پور افزود: هانری کربن اینگونه ادامه می‌دهد که: من هرچه فکر کردم دیدم این سخنان از نظر علمی درست نیست، چون عالم هستی نیاز به واسطه فیض الهی دارد و از طرفی به این موضوع رسیده بودم که بین علم و دین خدا امکان جدایی نیست، چون که علم کشف حقایق نهفته در جهان است و در تمام علوم تلاش بر این است که آنچه خداوند در جهان هستی به ودیعت گذاشته است را کشف کنند و دین، پیام خدا و شریعت و قوانین الهی است. پس نتیجه می‌گیریم هردوی اینها به خدا باز می‌گردد. پس ممکن نیست بین خلقت و شریعت خدا جدایی باشد و امکان تضاد بین این دو وجود ندارد. پس باید آنچه علم گفته شرع هم بگوید و آنچه شرع گفته علم هم باید به او برسد. پس من از لحاظ علمی بر این باورم که زمین نباید یک لحظه خالی از حجت خدا باشد.
این محقق حوزه اظهار داشت: هانری کربن در ادامه نطق خود چنین می‌گوید: برای حل این قضیه به ایران سفر کردم و به حضور علامه طباطبایی رسیده و مشکلم را با او در میان گذاشتم. علامه در پاسخ من چنین گفت: تحلیل‌های تو کاملاً منطقی است و نتایجی که به دست آورده‌ای هم از لحاظ علمی و هم از لحاظ دینی درست است، اما از نظر علمی جایی ذکر نشده که حجت خدا حتما باید پیامبر باشد. علم می‌گوید حجت خدا باید انسان کامل باشد و مذهب تشیع می‌گوید قبل از اینکه پیامبر (ص) از دنیا برود از امیرالمومنین (ع) به عنوان نفس و جان نام می‌برد و این یعنی اینکه حضرت علی (ع) هیچ تفاوتی با پیامبر (ص) جز در نبوت نداشته و امیرالمومنین (ع) را جانشین خود معرفی کرده است و حضرت علی نیز بعد از خود ائمه طاهرین (س) را جانشینان خود معرفی می‌کند و تا الآن که حضرت مهدی (عج) که حجت‌الله و جانشین پیامبر (ص) روی زمین است، پس عالم هستی از اول تاکنون بدون خلیفةالله نبوده است.
مهدی‌پور ادامه داد: هانری کربن آن شب جلوی چشم همگان می‌گوید: ای مردم! بعد از گفت‌وگویی مفصل با علامه طباطبایی به این موضوع پی بردم که هیچ تناقضی بین علم و دین وجود ندارد و فهمیدم عالم لحظه‌ای بدون حجت نبوده است و به این نتیجه رسیدم، تنها دینی که در این کره خاکی، جامع و کامل است و حقایق را بیان می‌کند، اسلام شیعی است و دلیل شیعه شدن من نیز همین بوده است.
این محقق حوزه افزود: پس در حقیقت، یکی از مبانی مهم اعتقاد به مهدویت در مذهب شیعه این است که عالم لحظه‌ای خالی از حجت خدا نیست.
وی با بیان اینکه یکی دیگر از مبانی اعتقادی به مهدویت، بشارت آمدن حضرت مهدی (عج) در کل ادیان است، تصریح کرد: در کتاب انجیل، آیات فراوانی راجع به منجی آمده است و از منجی به عنوان پسر انسان نام برده شده است.
مهدی‌پور ادامه داد: مستر هاکس آمریکایی یکی از مفسرین بزرگ مسیحیت است. او کتابی دارد به عنوان قاموسی بر کتاب مقدس که تفسیری از انجیل است. وی در قسمتی از این کتاب می‌گوید: در انجیل 80 بار واژه پسر انسان تکرار شده که 30 بار آن منطبق با حضرت عیسی و 50 بار آن منطبق نیست. به عنوان مثال، در جایی از کتاب انجیل می‌خوانیم که حضرت عیسی (ع) می‌فرماید: پسر انسان می‌آید و من هم همراه او می‌‌آیم تا او را جلال بخشم. پس اینجا طبیعتا پسر انسان، دیگر حضرت عیسی (ع) نیست.
مولف کتاب جزیره خضراء خاطرنشان کرد: در اولین بخش از تورات نیز عبارت 12 امام آمده است که در ترجمه فعلی آن تبدیل به 12رئیس شده است که در حقیقت اشاره به 12 امام شیعیان است.
مهدی‌پور افزود: در قرآن کریم نیز آیات فراوانی در بحث مهدویت داریم که یکی از آنها آیه شریفه هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ است که اشاره به ارسال پیامبر است تا دین اسلام را بر تمام ادیان پیروز گرداند و طبق فرمایشات معصومین، این آیات جز با ظهور حضرت ولی عصر (عج) تحقق نمی‌یابد.

یا علی

منبع

 

   + کهزادی - ۳:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٥/۱٦

مسیر صحیح

سلام

راستش حوصله درازه گویی ندارم اما ...

اگر در مسیر صحیحتان وارد فرعی اشتباهی بشوید و چند نفر از افراد مورد اطمینان و بلد راه و خیرخواه که همیشه همراه شما بوده اند و در سختی ها شما را یاری نموده اند به شما بگویند که مسیر را اشتباه می روید چه کار می کنید؟

واضح است حرف بزرگان را قبول کرده و خیلی سریع به مسیر اصلی برمی گردید.

متاسفانه همیشه در اطراف انسان های موفق و کسانی که در مناصب بالای اجتماعی قرار دارند افرادی هستند که برای منافع شخصی، خود را همرنگ فرد مورد نظر کرده تا به مقام و منصبی دست پیدا کنند. هرچه مقام شخص بالاتر برود تعداد این افراد بیشتر شده و متاسفانه ممکن است با زبان بازی شخص را به اشتباه بیندازند.

http://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=7446

بر اساس آنچه که تاکنون از رئیس جمهور محبوبمان دیده ایم و با شناختی که از ایشان داریم مطمئن هستیم که ایشان خیلی سریع راه درست را یافته و می پیمایند و به نظر دوستان و خیرخواهان و دلسوزان احترام می گذارند.

یا علی

   + کهزادی - ٦:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٥/٢

نگاه مثبت

سلام

رویدادهای این چند هفته حقیقتا تلخ بود. آشوب، نا امنی، شاد شدن دشمنان ایران و ... اینها چیزهایی نیست که یک دوستدار وطن آن را برای کشورش بخواهد. اما اگر بخواهیم از دل این همه ناگواری و تلخی به جنبه های مثبت قضیه نگاه کنیم موارد زیر را می توان یافت:

1) دست خیلی از افراد رو شد. خیلی ها که همیشه رو بازی نمی کردند و از خود ظاهری خوب و زیبا در نظر مردم ساخته بودند ماهیت واقعی خود را نشان دادند. کسانی که دیگران را به دروغگویی متهم می کردند دروغگویانی بزرگ از کار درآمدند. افرادی که دیگران را به قانون گریزی متهم می کردند خود قانون گریزانی حرفه ای بودند و ...

2) موقعیت کشورهای دیگر مشخص شد. کشورها و رئیس های کشورهای مختلف ماهیت خود را نشان دادند. برخی که به واسطه اطلاعات غلطی که به آنها داده شده بود کار را تمام شده تصور می کردند ذات خراب خود را چقدر خوب نشان دادند.

3) دست برخی جناح ها برای مردم رو شد و میزان صداقت آنها در شعارهایشان مشخص شد. وقتی کسی دست به دامان دشمنان ایران شود و از حمایت و پشتیبانی کشورهایی که دشمنی آنها در قبال ایران عیان و شفاف است برخوردار شود دیگر نمی تواند ادعای میهن دوستی کند.

راستش تا همین دو سه روز پیش دائما ناراحت بودم و از دست مسببان آن عصبانی اما با توجه به مطالب بالا در حال حاضر احساس بهتری دارم چرا که افراد و جناح های خاص با ایجاد وقایع فعلی تا سالیان سال نمی توانند در مقابل ملت ایران سر بلند کنند چرا که دستشان برای همه رو شده است.

یا علی

   + کهزادی - ٧:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٤

بازی با ملت

بیایید با خودمان صادق باشیم و موضوعات این چند روز را بررسی کنیم.

آشوب ها و تظاهرات این چند روز برای چه بوجود آمد ؟

فعلا کاری به لایه های زیرین نداریم همین لایه های رویی و ساده را در نظر می گیریم. خب دلیل آن به طور خلاصه این است که ادعا کرده اند در انتخابات تقلب شده است.

وقتی شما ادعایی دارید و برای اثبات آن برایتان دادگاهی تشکیل شود آیا به دادگاه نمی روید؟ اگر نروید چه دلیلی دارد؟ مگر شما احقاق حق مورد ادعایتان را نمی خواهید؟ وقتی کسی بداند ادعای بی موردی کرده است پایش را در دادگاه می گذارد؟

در خوشبینانه ترین حالت شاید ملت را به سخره گرفته اید که پس از این همه جار و جنجال و سلب امنیت و انواع خسارات ظاهر و نهان و از همه سنگین تر ریخته شدن خون انسانهای بی گناه در جلسه شورای نگهبان حاضر نمی شوید؟

قطعا انواع و اقسام دلیل های بی پایه و اساس همچون دلیل های قبلی در مورد تقلب را ردیف می کنید اما به شما قول می دهم...

به شما قول می دهم اگر به شما بگویند " باشه اصلا حق باشماست بیایید دوباره انتخابات را برگزار می کنیم ... اصلا مجری این انتخابات هم خودتان باشید ... " قول می دهم که باز هم قبول نمی کنید چون مطمئن هستید جمع آرایتان از دفعه قبل هم کمتر می شود.

بیایید با خودمان صادق باشیم حتی اگر با مردم صادق نیستیم ...

 

 

   + کهزادی - ٢:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱

انقلاب های مخملی

سلام

پس از نماز جمعه این هفته یک دعا داشتم آن که خدایا ، رهبر فرزانه ما را زنده و سلامت بدار.

خدا خیرشان بدهد چقدر زیبا، شفاف و مستحکم وظیفه همه را مشخص نمودند. دیگر جایی برای نمیدانستم و نفهمیدم برای کسی باقی نگذاشتند. اگر کسی گول خورده از الان به بعد دیگر عذری نخواهد داشت. لازم است همه موضع خود را روشن کنند تا مردم بدانند با چه کسانی طرف هستند.

اگر ایشان و افرادی نظیر ایشان و مردم آگاه کشورمان نبودند خیلی قبل تر انقلاب مخملی همان گونه که در کشورهایی نظیر اوکراین ،گرجستان و ... رخ داده است در ایران هم رخ می داد و الان ما نیز مثل خیلی از کشورها در مقابل آمریکا کمر خم می کردیم.

راستی در اینجا مطالبی ارزشمند در مورد انقلاب های مخملی و اقدامات انجام شده در ایران در همین راستا وجود دارد.

http://www.irdc.ir/fa/content/7198/default.aspx

موفق باشید

   + کهزادی - ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۳/۳۱

ترازوی دقیق

سلام

شاید برای برخی این سوال پیش آید که در این مناقشات سیاسی حق با کیست؟ بالاخره افرادی هم هستند که مردد و دودل هستند.

هرگاه دیدید دو نفر مناقشه سیاسی دارند و البته به ظاهر هردو از بزرگان نظام هستند (مثل الان) ببینید دشمنان ایران طرف کدام هستند.

در وجود دشمن برای ما ایرانیان که شکی نیست. خب بینید این دشمنان در مناقشات طرف کدام را می گیرند ... از او دوری کنید.

وقتی اجتماعات غیر قانونی در کشور شکل می گیرد آنچنان با آب و تاب تعریف می کنند که هرکسی نداند فکر می کند چه اتفاقی افتاده است اما وقتی اجتماعی وحدت آفرین یا در تایید رئیس جمهور برگزیده برگزار می شود کر و کور و لال می شوند.

این خط کش را دست بگیرید مطمئن باشید خط کش به شما دروغ نمی گوید.

در زیر گزیده‌ای از فرمایشات بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (ره) درباره تمکین مسئولان ، احزاب و گروه‌ها به قانون و فصل‌الخطاب بودن قانون اساسی و شورای نگهبان را می آورم:

* من باز به همه این آقایانی که می‌خواهند نطق کنند و اعلامیه بدهند و نمی‌دانم نامه سرگشاده بفرستند و ازاین مزخرفات، به همه اینها اعلام می‌کنم که برگردید به اسلام، برگردید به قانون ، برگردید به قرآن کریم ،‌ بهانه درست نکنید که اسباب این بشود که شما همه به انزوا کشیده بشوید. من به بسیاری از شما علاقه دارم و میل دارم که همه به قانون عمل کنند و همه در جای خود باشند و چنانچه این‌طور نباشد،‌ مسئله طور دیگر خواهد شد. (صحیفه امام جلد 14 صفحه 415)

*نمی‌شود از شما پذیرفت که ما قانون را قبول نداریم. غلط می‌کنی قانون را قبول نداری! قانون تو را قبول ندارد نباید از مردم پذیرفت، از کسی پذیرفت ، ما شورای نگهبان را قبول نداریم. نمی‌توانی قبول نداشته باشی. مردم رای دادن به اینها ، مردم 16 میلیون تقریبا یا یک قدری بیشتر رای دادن به قانون اساسی. مردم که به قانون اساسی رای دادند منتظرند که قانون اساسی اجرا بشود؛ هر کس از هرجا صبح بلند می‌شود بگوید من شورای نگهبان را قبول ندارم ،‌ من قانون اساسی را قبول ندارم ،‌من مجلس را قبول ندارم ، من رئیس‌جمهور را قبول ندارم ، من دولت را قبول ندارم. نه ! همه باید مقید به این باشید که قانون را بپذیرید ،‌ ولو برخلاف رای شما باشد. باید بپذیرید، برای این‌که میزان اکثریت است ؛ و تشخیص شورای نگهبان که این مخالف قانون نیست و مخالف اسلام هم نیست ، میزان است که همه باید بپذیریم.
(
صحیفه امام جلد 14 صفحه 378)

* اگر یک جایی عمل به قانون شد و یک گروهی در خیابان‌ها برضد این عمل بخواهند عرض اندام کنند،‌ این همان معنای دیکتاتوری است که مکرر گفته‌ام قدم به قدم پیش می‌رود،‌ این همان دیکتاتوری است که به هیتلر مبدل می‌شود انسان،‌این همان دیکتاتوری است که به استالین انسان را مبدل می‌کند. اگر قانون در یک کشوری عمل نشود ، کسانی که می‌خواهند قانون را بشکنند اینها دیکتاتورانی هستند که به صورت اسلامی پیش آمده‌اند یا به صورت آزادی و امثال این حرفها. اگر همه این آقایان که ادعای این را می‌کنند که ما طرفدار قوانین هستیم ، این‌ها با هم بنشینند و قانون را باز کنند و تکلیف را از روی قانون همه شان معین کنند و بعد هم ملتزم باشند که اگر قانون برخلاف رای من هم بود من خاضع‌ ام ، اگر بر وفاق هم بود من خاضع‌ام ،دیگر دعوایی پیش نمی‌آید؛ هیاهو پیش نمی‌آید.
(
صحیفه امام جلد 14 صفحه 415)

* قانون معنایش این است که{ همه} چیزها {را} به حسب قانون اسلامی ، به حسب قانون کشوری که منطبق با قوانین اسلام است ، همه را ،‌وظیفه‌اشان را قانون معین کرده‌. بعد از این که قانون وظیفه را معین کرد ، هر کس بخواهد که برخلاف او عمل بکند، این یک دیکتاتوری است که حالا به صورت مظلومانه پیش آمده است و بعد به صورت قاهرانه پیش خواهد آمد و بعد این کشور را به تباهی خواهد کشید و این کشور وقتی به تباهی کشیده شد و این مردم متفرق و مختلف با هم شدند ، این همان وظیفه ای است که برای ابرقدرتها باید انجام بدهد این آدم انجام داده،‌ ولو خودش نمی فهمد، اگر بفهمد که دیگر مصیبت بالاتر است،‌لکن خودشان ملتفت نیستند.
(
صحیفه امام جلد 14 صفحه 415)

 

 

این هم یک کلیپ زیبا به همراه شعری زیباتر ... حتما ببینید

http://www.4shared.com/file/112792051/28c7fb75/Hoshdar_1.html

 

   + کهزادی - ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۳/٢٩

عبرت تاریخ

سلام

وقایع این چند روزه دردناک و تاسف بار است. بیایید کمی در تاریخ سیر کنیم.می گویند تاریخ تکرار می شود.

برگردیم به دوران حکومت حضرت علی (ع)...

راستش چند شب پیش صدای الله اکبر بلند شد و چون همیشه با این صدا به همراه فرزندم به پشت بام می رفتم این بار هم فرزندم گفت : بابا بریم بالا الله اکبر بگیم؟" و من ماندم و پاسخ این سوال...

 چطور می توانستم به او بگویم این الله اکبر با الله اکبرهای قبلی فرق دارد. بی اختیار یاد قرآن های سر نیزه افتادم که جمعی را گول زد و آن شد که همه می دانیم و نیازی به دوباره گویی نیست.

گویی تاریخ تکرار می شود...

بیایید کمی از تاریخ درس بگیریم...

خدا همه مارا هدایت کند.

 

   + کهزادی - ٥:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۳/٢٧

حجت تمام شد

سلام

خب این چند روز به اندازه کافی نامزد های انتخاباتی در تلویزیون خودشان را نشان دادند و هرچه در چنته داشتند رو کردند و مردم مشاهده کردند.

در آخرین برنامه تلویزیونی دکتر محمود احمدی نژاد که بسیار شفاف، زیبا و با متانت مواضع خود را اعلام کردند و تهمت هایی که به ایشان وارد شده بود را جواب دادند.

اما حالا نوبت نوبت ماست، دیگر حجت تمام شده و فقط کافیست به ندای وجدانمان گوش دهیم تا اصلح را ببینیم.

فردا ملت حماسه ای دیگر را به نمایش می گذارند و شعور و درایت خود را به همه نشان خواهند داد.

موفق باشید

   + کهزادی - ۱:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۳/٢۱

انتقاد

سلام

در این که نقد صحیح یکی از ارکان پیشرفت است شکی نیست. ما کاری را انجام می دهیم این کار توسط دیگران تجزیه و تحلیل شده و نکات مشکل دار آن مشخص می شود. اگر منقد منصف باشد باید این نقد اورا به فال نیک گرفت چراکه نقاط مشکل دار کار ما را یافته و به ما گوشزد می کند.

اما متاسفانه همیشه نقد منصفانه نیست. گاهی برای نشان دادن این است که " من بهترم . روش من بهتر است . تو اشتباه می کنی . اصلا تو هیچی نمیدانی و ..."

این چند روز پیامک های انتخاباتی برای انتخاب رئیس جمهور آینده در حال ارسال است . یکی از آن ها را برایتان می نویسم هرچند ممکن است بری خودتان هم ارسال شده باشد. در یکی از پیامک ها آمده است " تاریکی شب رفتنی است گر تو شعله ای برافکنی"

منظور از تاریکی شب واضح است اما این روش صحیح رقابت است؟ برای بالا رفتن کافیست خود را بالا ببریم نه این که دیگران را پایین آوریم؟ آیا بهتر نیست در این پیامک به جای تخریب به شعارها و آمال و برنامه های خود اشاره کنیم؟

تخریب ساده است اما ساختن مشکل است. برای رسیدن به اهداف خود بهتر است دست به هر کاری نزنیم.

یا حق

   + کهزادی - ٢:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۳/۱

صداقت

سلام

صداقت صفت پسندیده ای است و دروغ و نیرنگ به همان اندازه زشت.هرچند دروغ برای همه بد است اما دروغ برای زمامداران بدتر است. چنانچه امام علی(ع) در نامه به مالک اشتر به او می‌فرماید که با اهل صدق بپیوندد و مسئولیت‌های کلیدی را به آنان بدهد (قوچانی، 1374، ص 134).


صداقت برای مدیر از بهترین عوامل موفقیت در کار و حافظ آبرو و برآورندة وجاهت اجتماعی است. چنانچه مدیر در محیط کار و صحنه‌های اجتماعی از صداقت لازم برخوردار باشد موفقیت او حتمی است و در غیر اینصورت حتی اگر فرضاً در ابتدای کار و با اغفال دیگران رسوا نگردد، اما سرانجام روزی با دریده شدن پرده‌ها، دروغگویی او آشکار می‌گردد. به غیر از صداقت روش دیگری نمی‌تواند ضامن موفقیت باشد و یک مدیر باید اهل صدق باشد.

حضرت علی (ع) می فرمایند :

پسرم! از دوستى نادان بپرهیز، چه او خواهد که تو را سودرساند لکن دچار زیانت گرداند و از دوستى بخیل بپرهیز، چه اوآنچه را سخت‏بدان نیازمندى از تو دریغ دارد، و از دوستى تبهکاربپرهیز که به اندک بهایت‏بفروشد و از دوستى دروغگو بپرهیز که‏او سراب را ماند ، دور را به تو نزدیک و نزدیک را به تو دورنمایاند.

 

داریوش به عنوان زمامدار یک امپراطوری بزرگ در وصیت نامه اش می گوید : ... توصیه می کنم هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده. چون هردوی آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغگو را از خود دور کن... .
یا علی

   + کهزادی - ٤:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۸/۱٥

ابن بابویه

سلامآیا تا کنون به ابن بابوی رفته اید؟ قبرستانی در شهر ری که پس از ورود به آن متوجه می شوید به قبرستان نیامده اید بلکه وارد مجلسی از بزرگان شده اید؟ و چه بزرگانی... به هر گوشه اش بنگرید شخصیتی برجسته می بینید. در گوشه ای جهان پهلوان تختی و در گوشه ای استادی و در گوشه ای علامه ای.اما آنچه بیشتر دیده می شود دو گوهر گرانقدر است که این زمین افتخار آن را دارد که بدن های مطهر آن ها را در خود جای داده است. ابن بابوی یا همان شیخ صدوق و شیخ رجبعلی خیاط. اما شیخ صدوق کیست؟صاحب « روضات الجنات » نقل می کند که در زمان فتحعلی شاه , در سال 1238 هـ . ق باران زیادی بارید که بر اثر آن , اطراف مزار شریف شیخ صدوق فروکش کرد و شکافی در کنار آن پدید آمد. مومنان در پی اصلاح برآمدند و هنگام تعمیر به سردابی که جسد شیخ در آن مدفون بود , رسیدند. وقتی که وارد سرداب شدند , جسد را سالم یافتند که آثار رنگ حنا هنوز بر ناخنهای وی باقی بود. این خبر به سرعت در تهران پیچید تا آنکه فتحعلی شاه قاجار نیز از آن مطلع گشت و دستور داد تا سرداب را نپوشانند تا او شخصا جسد را ببیند. شاه و همراهان وی در محل حاضر شدند و به همراه جمعی از بزرگان و علما به سرداب وارد شدند و همگی جسد را سالم مشاهده کردند. آنگاه دستور دادند تا سرداب را بپوشانند و پس از آن دستور تعمیر و تجدید بنای بقعه را صادر کرد. ولادت: محمد بن علـى بن بابویه قمى معروف به ابـن بابـویه و شیخ صدوق، از مفاخر فقهاى دنیاى شیعه و محـدث عالـى مقام در نیمه دوم سده چهارم هجرى است.
بعد از سـال 305 هـ . ق، که نـایب دوم امام زمـان علیه‌السلام از دنیا رفت، شیخ اجل حسین بـن روح نوبختى به عنوان نایب سـوم امام علیه‌السلام بیـن شیعیان و حضرت گردید. على بـن بابـویه قمى پدر شیخ صدوق که از علماى قـم بـود، وارد بغداد شد، و چون تا آن زمان صاحب فرزنـدى نشـده بـود، و از ایـن نظر رنج مـى برد لذا فرصت را مغتنم شمرد، و ضمن نامه اى به حسین بـن روح نوبختى، از او تقاضا نمـود که در حیـن شرفیابـى به محضر آقا امام زمان علیه‌السلام نامه او را به آن حضرت تقدیم نماید.
وى در آن نامه اشتیاق خود را به داشتـن پسرى ابراز کرده بـود، و جواب امام زمان علیه‌السلام هـم به او رسید که ما براى تو دعا کردیـم و عنقریب خـداوند پسرى و یا پسرانـى فقیه و پاک سرشت به تـو خواهد داد.
به ایـن ترتیب عنایت الهى شامل حال وى شده و دعاى حضرت حجت علیه‌السلام به سـال 311 هـ. ق بـا تـولـد شیخ صـدوق تحقق یافت. اسنـاد ایـن روایت معتبـر است، چنـانچه شیخ صـدوق خـود در کتـاب گرانقدرش کمال الدین آورده است. و شیخ طـوسـى در کتـاب غیبت صفحه 195 ایـن حـدیث را آ ورده است. همچنین ایـن حدیث را دانشمند رجال شناس شیخ نجاشى در کتاب خـود صفحه 184 نقل کرده است.  محمدبن علی بن حسین بن بابویه قمی مشهور به « شیخ صدوق » در سالهای 306 یا 307 هجری قمری در خاندان علم و تقوی در شهر مذهبی قم دیده به جهان گشود. پدر بزرگوارش علی بن حسین بن موسی بن بابویه از علما و فقهای بزرگ زمان خود بود.
گرچه در آن روزگار , عالمان و محدثان بسیاری در قم می زیسته اند ولی پرچم هدایت و مرجعیت بر دوش این عالم عابد و محدث زاهد یعنی علی بن بابویه (پدر شیخ صدوق ) بوده است . او دکه ای کوچک در بازار قم داشت و از طریق کسب و کار و در نهایت زهد و عفاف , امرار معاش می نمود و در ساعاتی دیگر از روز در منزل خود به تدریس و تبلیغ احکام و نقل روایات می پرداخت .
جلالت شان و منزلت این عالم ربانی تا بدان پایه رسید که امام حسن عسگری (ع ) طی نامه ای , او را با لقب « شیخ » , « فقیه » و « معتمد » مورد خطاب قرار داده و توفیقات او را برای کسب رضای پروردگار درخواست کرد.
در این نامه امام حسن عسگری (ع ) دعا می فرمایند که خداوند در نسل علی بن بابویه , اولاد صالح قرار دهد.
امام معصوم خطاب به این فقیه می نویسند : « اما بعد اوصیک یا شیخی و معتمدی و فقیهی اباالحسن علی بن الحسین القمی و فقک الله لمرضاته و جعل من صلبک اولادالصالحین برحمته ... »
«
ای فقیه مورد اعتماد من علی بن الحسین قمی که خداوند ترا به کارهای مورد رضایتش توفیق دهد و از نسل تو اولاد صالح بیافریند... »
عمر بابرکت علی بن بابویه از پنجاه می گذشت و او هنوز فرزندی نداشت , لذا نامه ای را از طریق حسین بن روح نوبختی (سومین نایب خاص امام زمان علیه السلام ) برای حضرت ولی عصر(عج ) فرستاد. و از ایشان درخواست نمود تا ایشان از خدا بخواهد که خداوند فرزندی صالح و فقیهی خدمتگزار به او عطا نماید. پس از چندی , درخواست او اجابت شد و خداوند به او , « محمد » را عطا کرد که در تاریخ , « شیخ صدوق » نام گرفت .
شیخ صدوق روزگار طفولیت و سنین جوانی را در دامان علم و فضیلت و تقوای خانوادگی اش سپری کرد و تحت تعلیم و تربیت پدر قرار گرفت , به گونه ای که به لحاظ تیزهوشی و حافظه فوق العاده قوی در مدتی کوتاه به قله های بلندی از کمالات انسانی دست یافت و توانست در کمتر از بیست سالگی , هزاران حدیث با سلسله سند آنها را حفظ نماید و از همه مهمتر به آنها عمل نماید.
یکی از حوادث مهم دوران زندگی شیخ صدوق , روی کارآمدن سلسله ایرانی نژاد و شیعه مذهب « آل بویه » بود که بر بخش بزرگی از ایران , عراق و جزیره العرب تا مرزهای شمالی شام فرمان می راندند. وی در این هنگام از قم به ری آمده و به درخواست « رکن الدوله دیلمی » در آنجا رحل اقامت گزید. به نظر می رسد علت اصلی این دعوت و عزیمت , خلایی بوده که پس از هجرت شیخ کلینی از ری به بغداد و سپس رحلت او پیش آمده بود و در حقیقت , وجود شیخ صدوق در ری می توانست منشا برکات فراوان باشد.   تحصیلات: او در روزگار جـوانى پـس از فرا گرفتـن علـوم مقـدماتـى، علـم حـدیث و فقه را از مفاخـر فقها و محدثیـن قـم همچون پدرش على بن بابویه و محمد بن حسـن بـن ولید، پیشواى فقهاى قم، احمد بن على بن ابراهیم قمى، حسیـن بـن ادریس قمى و دیگران آموخت و چون در روزگار سلاطیـن شیعى آل بویه به سر مـى برده و آنها بر قسمت اعظم دنیاى اسلام تسلط داشتنـد به منظور دیـدار مشایخ دیگـر در سایر نقاط شیعه نشیـن، و سیـر و سیاحت به مسافرت دور و درازى همت گماشت.
شیخ صدوق در سال 347 هـ . ق، در رى از ابو الحسن محمد بـن احمد بن علـى اسدى معروف به ابـن جراده بردعى حدیث فراگرفت و در سال 352 هـ . ق، در نیشـابـور ازمحضر علماى آن سـامـان استماع حـدیث نموده مانند: ابـو علـى حسیـن بـن احمد بیهقـى، عبـد الرحمـن محمد بـن عبدوس و همچنیـن در مرو از افرادى همچون ابـو الحسن محمد بن على بن فقیه و ابو یوسف رافع بـن عبدالله به اخذ حـدیث تـوفیق یافت که در کـوفه، مکه، بغداد، بلخ و سـرخـس استماع حدیث داشته است.
در سال 347 هـ . ق، به تقاضاى رکـن الدوله دیلمى در رى، اقـامت و به رهبـرى علمـى و مذهبـى شیعیـان عصر پـرداخته است.
شخصیت علمى و معنـوى او چنان بـود که فقها و دانشمندان شیعه هر جا به نام وى مى رسیـدند از وى با بهتـریـن عبارات یاد مـى کردنـد چنانچه فقیه عظیـم الشأنى همچون بحر العلوم او را (رئیس محدثیـن) خوانده است آثار علمی صدوق
عصر صدوق را باید « عصر احیا تنقیح حدیث » نامید زیرا پس از رحلت پیامبر اسلام , بازار جعل حدیث رونق گرفت و کسانی پیدا شدند که بطور حرفه ای , احادیثی را جعل و به پیامبر و ائمه نسبت می دادند.
از این رو محدث بزرگوار « کلینی » که از « کلین » به « ری » هجرت کرده بود , در آنجا کتاب شریف کافی ـ اولین کتاب از مجموعه چهارگانه کتب روایی و حدیثی شیعه ـ را نگاشت و حرکت علمی جدیدی را در مکتب حدیث نگاری اهل بیت علیهم السلام بنیانگذاری نمود که پس از او , « شیخ صدوق » بنای مستحکم ضبط و نشر حدیث را بر آن بنیاد نهاد.
شیخ صدوق در راه جمع آوری احادیث , از بلخ تا بخارا , از کوفه تا بغداد , از مشهد تا نیشابور , و از آنجا تا مکه و مدینه سفر کرد و مشکلات فراوانی را به جان خرید و با کوله باری از احادیث پیامبر و اهل بیت (ع ) به ری بازگشت . رفته رفته به یةمن دعای حضرت امام حسن عسگری (ع ) و حضرت ولی عصر(عج ) , برکت وجود شیخ صدوق در جهان اسلام فراگیر و شهرتش عالمگیر شد و همه دانشوران در برابر عظمت و گستردگی دانش او خضوع کردند و از شعاع وجودی او بهره مند شدند.
جمع آوری و تدوین حدیث با توجه به موقعیت زمانی (قرن چهارم ) و کمبود امکانات نگارشی و تحقیقی در آن عصر , حاکی از تلاش طاقت فرسای اوست که امروز انجام چنین امر بزرگی با وجود امکانات زیاد , حتی از توان یک گروه علمی هم خارج است .
این عالم بزرگ و محدث کبیر , تالیفات ذیقیمت و بسیاری از خود برجا گذاشته که پرداختن به آنها , کتابنامه مستقلی را می طلبد. شیخ طوسی در کتاب « الفهرست » , نوشته های صدوق را نزدیک به 300 کتاب عنوان کرده است .
کتابهای شیخ , همه در نهایت نیکویی , استحکام و حسن سلیقه و شیوایی است . ابتکار وی در انتخاب موضوعات زنده و متنوع و مطالب موردنیاز جامعه , کم نظیر است . این دانشمند بزرگ هم در زمینه فقه و احکام دین کتاب نوشته (المقنع ) و هم فلسفه احکام و علت تشریح آنها را بیان کرده (علل الشرایع ) و هم وظایف عملی مسلمین را تبیین نموده (دعائم الاسلام فی معرفه الحلال والحرام ) و هم مسائل عقیدتی و فکری را به بهترین وجه تشریح کرده (التوحید) و هم در اثبات ولایت و وصایت امیرالمومنین علی علیه السلام کتاب نوشته (اثبات الوصیه , اثبات النص علی الائمه ) و هم تاریخ زندگانی ائمه را به رشته تحریر درآورده (عیون اخبارالرضا) هم کامل ترین و مستدل ترین کتاب را درباره اثبات وجود امام زمان (عج ) و دلایل غیبت به نام « کمال الدین و تمام النعمه » تالیف کرده است . درباره این کتاب همین بس که شیخ صدوق هنگامی که در مکه بود , امام زمان (عج ) را درخواب مشاهده می کنند که به او فرمود « کتابی در غیبت ما تصنیف کن و عمر معمرین را در آن بنویس » . و پس از آن , شیخ این کتاب را تالیف کرد.
شیخ صدوق کتابهایی نیز در زمینه شعر نگاشته (تفسیر قصیده فی اهل البیت ) و یا در زمینه سخنان حکمت آمیز و حوادث تاریخی و احکام فقهی کتاب نوشته (خصال ) و هم با درک نیاز شدید جامعه و احساس خلا در زمینه احکام الهی و فقه ائمه معصومین (ع ) اقدام به تصنیف یکی از بزرگترین جوامع روایی و دومین کتاب از کتب اربعه نمود (من لایحضره الفقیه )
غروب خورشید
شیخ صدوق سرانجام پس از عمری تلاش و تحقیق در سنگر پاسداری از حریم تشیع و فقه اهل البیت (ع ) در سال 381 هـ . ق در 75 سالگی دعوت پروردگار خویش را لبیک گفت و در شهر ری , در جوار رحمت بی منتهای او جا گرفت .
این محل سپس به نام « ابن بابویه » به یکی از قبرستانهای کهن و دیرین منطقه ری تبدیل شد که افراد وصیت می کردند , پیکرشان در کنار این عالم بزرگ که حق بزرگ وی به اسلام و مسلمین غیرقابل انکار است , دفن شوند. این آرامگاه در طول تاریخ , همواره زیارتگاه مسلمانان بوده و قبر منورش محل استجابت دعای مومنان گردیده است .
گرچه در طول تاریخ , این آرامگاه همواره مورد احترام شیعیان بوده ولی حادثه ای که در سال 1238 هـ . ق اتفاق افتاد , عظمت و اعتبار صدوق را در نزد زائران حرمش بیشتر معلوم کرد و ارادت آنان را نسبت به وی دوچندان کرد.  توصیه می کنم این قبرستان شریف را ببینید و بزرگان آن را زیارت کنید . قبر شیخ رجبعلی خیاط همچون خانه است گویا وارد خانه اش شده اید گویا او زنده است و در گوشه ای از اتاقش نشسته است تا شما به دیدنش بروید . اصلا شباهتی به مقبره ندارد.  روحشان شاد و با پیامبر اعظم همنشین باد.

   + کهزادی - ٥:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱٢/٢٩

ياران محمد (ص)

خداوند در سوره مبارکه الفتح در آیه ۲۹ می فرمایند:

محمد (ص) فرستاده خداست; و كسانى كه با او هستند در برابر كفار سرسخت و شديد، و در ميان خود مهربانند; پيوسته آنها را در حال ركوع و سجود مى‏بينى در حالى كه همواره فضل خدا و رضاى او را مى‏طلبند; نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمايان است; اين توصيف آنان در تورات و توصيف آنان در انجيل است، همانند زراعتى كه جوانه‏هاى خود را خارج ساخته، سپس به تقويت آن پرداخته تا محكم شده و بر پاى خود ايستاده است و بقدرى نمو و رشد كرده كه زارعان را به شگفتى وامى‏دارد; اين براى آن است كه كافران را به خشم آورد (ولى) كسانى از آنها را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته‏انجام داده‏اند، خداوند وعده آمرزش و اجر عظيمى داده است. (29)

خداوند در این آیه یاران پیامبر اعظم را همانند دانه ای تعبیر می کند که در نهایت ضعف شروع به رشد می کند و کم کم قوی شده تا به درخت تناوری تبدیل می شود که هیچ سیل و زلزله و پیشامدی نمی تواند آن را تکان دهد.

وقتی رئیس جمهور محبوبمان را در دانشگاه کلمبیا و بعد در مجمع سازمان ملل دیدم که چگونه پایه های کاخ سلطه را نشانه رفته بود، بی اختیار به یاد این آیه افتادم و بیاد آوردم شب اولی را که ملت آگاه ایران دکتر احمدی نژاد را به ریاست جمهوری برگزیده بودند. در آن شب تنها تعدادی از بسیجیان مسجد جامع برای حفاظت او به دورش حلقه زده بودند . شاید در آن موقع دانه ای بود کوچک اما در دلش تصویر درختی تنومند نقش داشت.

از خدا سلامت و پایداری در راهی که برگزیده اند را خواستارم.

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر 

   + کهزادی - ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٧/٤