آرماگدون

 سلام

امروز مي خواهم كمي درباره موضوع آرماگدون صحبت كنم.

آرماگدون يا «هارماجدون» واژه اي يوناني است و اگر به فرهنگ واژه هاي « وبستر» مراجعه كنيد معني آن را « نبرد نهايي حق وباطل در آخر دنيا » مي يابيد.

اين نام به شهري در شام نيز اطلاق مي شود كه بنا بر آنچه در باب شانزدهم مكاشفات يوحنا در عهد جديد آمده، جنگي عظيم در آنجا رخ مي دهد و مرحله فعلي زندگي بشر در آن زمان پايان مي يابد.

موسسات ديني آمريكايي به طور مستقيم و دولتمردان آنها به طور غير مستقيم، مردم آمريكا را براي چنين واقعه اي آماده مي كنند.

 اين موسسات از سالهاي ده هشتاد ميلادي پيوسته مردم خود را به اين نكته فرا مي خوانند كه:  به زودي لشكري از دشمنان مسيح كه بدنه اصلي آن از ميليون ها نظامي تشكيل شده است از عراق حركت مي كنند و پس از گذشتن از رود فرات كه در آن زمان به خشكي گراييده به سوي قدس رهسپار مي شود. اما نيروهاي مومن به مسيح راه اين لشكر را سد كرده و همگي در آرماگدون با يكديگر برخورد خواهند كرد و در اين مكان است كه درگيري اتفاق خواهد افتاد، صخره ها ذوب مي شوند ... ديوارها بر زمين فرو مي غلتند ... پوست تن انسان ها در حالي كه ايستاده اند ذوب شده و ميليون ها نفر از بين مي روند... و اين نبردي نهايي و هسته اي است... سپس مسيح براي بار دوم از جايگاه بلند خود بر زمين فرود مي آيد... و پس از چندي زمام رهبري جخان را در دست گرفته و صلح جهاني را برقرار مي كند... او دولت صلح را بر زمين نو و زير آسماني تازه بنا مي كند... و اين مهم را از مركز فرماندهي خود در قدس عملي مي سازد.

در طي بررسي كه موسسه « تلسن » در اكتبر 1985 به انجام رساند نشان مي دهد كه در آن سال 61 ميليون آمريكايي در انتظار واقعه آرماگدون هستند.

موسسات ديني به اين نكته پرداخته اند كه سپاهي از عراق به سوي قدس رهسپار خواهد شد و بنا بر پيشگويي حرقيال (فصل 38و 39) از نظامياني از عراق، ايران، ليبي، سودان، و قفقاز در جنوب روسيه نشكيل مي شوند.

آرماگدوني كه از آن ياد مي كنند همان حادثه عظيمي است كه پيش از ظهور حضرت مهدي(عج) رخ مي دهد و ائمه اطهار ما نام « قرقيسيا » را بر آن گذارده اند. ائمه ما اين نكته را خبر داده اند كه ميليونها نظامي از آمريكا، اروپا، روسيه، تركيه، مصر و دول مغرب عربي به اضافه سربازاني از سرزمين شام شامل سوريه، اردن، لبنان، فلسطين و اسرائيل همگي در ناحيه اي در اين محدوده تحت نام  «قرقيسيا » با يكديگر برخورد كرده و اين « سفياني » است كه در پس آنكه همگي را چونان كشتزاري درو شده در هم مي كوبد از صحنه نبرد پيروز بيرون مي آيد.

در صحيحه ميسر از امام باقر (ع) نقل است كه فرموده اند: اي ميسر از اينجا تا قرقيسيا چقدر راه است؟ عرض كردم: همين نزديكي ها در ساحل فرات قرار دارد. پس فرمودند: اما در اين ناحيه واقعه اي اتفاق خواهد افتاد كه از زماني كه خداوند متعال آسمان ها و زمين را آفريده بي سابقه بوده است چنان كه تا وقتي كه آسمان ها و زمين پابرجا هستند هم واقعه اي همچون آن اتفاق نخواهد افتاد... سفره اي است كه درندگان زمين و آسمان از آن سير مي شوند.

حادثه قرقيسيا همان حادثه بزرگي است كه پيش از ظهور امام زمان (عج) رخ مي دهد و از آنجا كه اين حادثه به سفياني ارتباط دارد و سفياني از علائم حتمي ظهور امام زمان است وقوع اين حادثه نيز حتمي مي باشد و امام پس از اين حادثه با سفياني برخورد كرده و پس از شكست او براي ديدار با حضرت مسيح (ع) رهسپار قدس مي شود.

مطالب بالا برگرفته از مقاله اي به نوشته دكتر عبدالكريم زبيدي است كه در شماره 28 ماهنامه موعود به چاپ رسيده است.

در بيان اعتقاد آنان به ماجراي آرماگدون كافي است فيلم آرماگدون (Armageddon) كه در آمريكا ساخته شده است ببينيد. 

حالا اين سوالات به ذهن مي رسد كه چه ارتباطي بين اين اعتقاد در ميان آمريكايي ها و لشكركشي آنها به خاورميانه و تسلط بر عراق و مستحكم نمودن جايگاه اسرائيل وجود دارد و اصولا" اسرائيل چه دارد كه آمريكا اين همه هزينه هاي مالي و سياسي صرف آن مي كند؟

همه مي دانند كه اسرائيل و كلا" يهوديان بنيه قوي در پيشگويي حوادث آينده دارند و چرا لشكركشي آمريكا به عراق با اين همه عجله و دور زدن سازمان ملل انجام گرفت؟

و سوال آخر _ و نه كم اهميت تر_ آنكه آيا ما خود و فرزندانمان را به اندازه آنان براي رويارويي با اين واقعه آماده كرده ايم؟

امروز زياد نوشتم تا مطلب بعدي يا حق

   + کهزادی - ٥:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/۸/٢۱